عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
265
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
تواريخيان گفتند : واقعهء احد در شوّال سنهء ثلاث از هجرت بود ، و جنگ بدر روز آدينه بود هفدهم ماه رمضان . و دوش آن شب قدر بود . و اوّل غزوى كه مصطفى ( ص ) بتن خويش در آن بيرون رفت ، و جنگ كرد و صناديد قريش در آن كشته شدند بدر بود . شعبى گفت : بدر چاهى است از آن مردى كه نام وى بدر بود ، آن چاه بنام وى باز خواندند . پس نسبت حرب كه آنجا رفت با آن چاه بردند . و در خبر است كه مصطفى ( ص ) روز بدر بر سر چاه بايستاد و گفت : « اى ابا جهل بن هشام و اى عتبة بن ربيعة و اى وليد بن عتبة و واى فلان بن فلان بئس عشيرة النّبيّ كنتم ، بئس بنو عمّ النّبي كنتم ، هل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا ؟ . قال عمر ( رض ) بأبى انت و أمّى يا رسول اللَّه ، هل يسمعون كلامك السّاعة و قد صاروا جيفا « 1 » ؟ قال و الّذى بعثنى بالحقّ أنّهم يسمعون كما تسمع ، و لكن لا يقدرون ان يجيبوا » . اين دليل است كه مرده سخن زندگان شنود و احوال ايشان داند . فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ - اى فاتّقون فانّه شكر نعمتى . خبر داد ربّ العالمين درين آيت كه : روز بدر چون طاعت دار بوديد خداى و رسول را ، و صبر كرديد ، شما را نصرت داديم بر دشمن ؛ هر چند كه شما اندك بوديد و دشمن اضعاف شما بودند . و روز احد كه مخالفت فرمان رسول كرديد ، و از حدّ فرمان وى تجاوز نموديد ، لا جرم رسيد بشما آنچ رسيد ؛ يعنى كه عقوبت مخالفت بود آنچ بشما رسيد . نگريد تا ديگر باره مخالفت نكنيد ، و روى از دشمن بنگردانيد . گفتهاند كه : روز بدر لشكر مسلمانان سيصد و سيزده بودند ، و روز احد سه هزار ، و روز حنين دوازده هزار . روى عمر بن الخطاب . قال : لما نظر رسول اللَّه ( ص ) الى المشركين يوم بدر ، و هم الف او نحو ذلك ثمّ نظر الى اصحابه و هم ثلاثمائة او يزيدون قليلا ، مدّ يديه ثمّ
--> ( 1 ) - نسخه : و قد جيفوا .